زين العابدين شيروانى
634
بستان السياحه ( فارسي )
پشت حضرت صادق ع فرموده كه ديدن پشت بر چند وجه بود برادر و اقوام و مادر و پادشاه و پدر و برادرزاده و رفيق صدّيق و جد و ابن سيرين كويد كه پشت ديدن مردى بود كه ازو كسى را پناه و قوّت و يارى رسد پشته حضرت صادق ع فرمايد كه پشته ديدن بر چهار وجه است بلندى مرتبه و مال و قوّت و نوميدى پشم حضرت صادق ع فرمايد كه پشم مال حلال باشد و اكر بيند از پشم بسترى خريد زنى توانكر خواهد پشّه مردى ضعيف و خوار و خدمتكار بود و حقير و اكر مشاهده كند كه پشّه بر دور بينى او نشسته و فرود مىآيد در محنت و بلاى بزرك كرفتار شود بط مال و نعمت به قدر آنچه ديده باشد خاصّه كه در ملك و خانهء خود بيند بغل يافتن مال بود و اكر دست در بغل بيند مال حرام او را حاصل شود بقّال بقّالى كردن و بقّال ديدن در كسب دنيوى جهد كردن و اندوه بود بلوط روزى حلال و منفعت و معيشت بود بلبل فرزند كوچك يا غلام باشد و شنيدن آواز بلبل كلام خوش بود بلغم مالى باشد كه جمع كرده و اكر بيند از سينه بلغم افكند از بيمارى شفا يابد بلور زن اصيل بود و فروختن بلور نيك نباشد پلاس درويشى مصلح بود و بعضى كويند مال حلال باشد پلنك دشمن قوى و مال يافتن از دشمن و ترس از پادشاه بود پُل مردى بود كه خلق را به كار آيد و حوايج روا كند و پادشاه و نيكوئى و كام دل يافتن و مال بسيار باشد بنياد اكر بيند كه بنياد نو مىكند آنچه بنياد كرده از آن تعبير كنند بنفشه زن و كنيز و خير ايشان بود بنده بنده شدن خوب نباشد بندآهن كفر و نفاق و بخل و از معصيت دست برداشتن باشد پنبه مال حلال بود و پنبهزن مردى بود با خصومت بوزينه اكر ماده باشد زن جادوكر و مفسده باشد و اكر نر بود دشمن فريبدهنده و مفسد باشد و اكر بيند كه بوزينه بر اسب او سوار شد جهودى با زن او فساد كند بوم زن نابكار و حسود و بدكردار بود و اكر بيند كوشت بوم مىخورد مال از دزد حاصل شود بوق زدن بوق راز آشكار شدنست و حضرت صادق ع فرموده كه خبر مكروه و كلام دروغ و مصيبت و ظاهر شدن رازها بوسه دادن خير و منفعت و حاجتروائى و ظفر يافتن بر دشمن و كلام خوش كفتن و شنيدن پوست اندوه بود پوستين كنيزك بود و اكر بيند كه بوقت زمستان پوستين دارد زن خواهد و از وى خير يابد پوستين دريده اندوه بود بهار اكر فصل بهار بود از پادشاه خير و منفعت بوى رسد بوتيمار مال حلال باشد كه به دو رسد از زنى و اكر بيند كه بوتيمار كرفت از خويشان خود زنى خواهد و از وى مال و نفع يابد پهلو زن و دختر و كنيزك و خادم و پيرزنى كه در خانه باشد بود بيهوشى دشوارى كارها و تحيّر و سركشتكى بود بينى عزّت و بزركى و فرزند و عيش خوش و مال و جاه بود بيشه يعنى جنكل زنى بيابانى و كنيزك و منفعت اندك و اندوه و ملامت بود بيت المعمور بهغايت نيكوست بيمار اكر بيند بيمار شد دين او بفساد رود در هر حال بيمارى خوب نيست بيابان قسمت و روزى بود اكر بيند كه در بيابان تنها مىكردد از كسب خود نعمت و مال بسيار يابد پيمانه نظام كار و انصاف و راستى با خلق بود پيكان قوّت بود پياله كنيزكى بود كه با او عشرت كند و عفّت و خير باشد پيرايه دليل كند بر خوان نعمت و زينت زن و كنيزك به قدر آنچه ديده و اكر بيند پيرايهء او ضايع شد اندوه يابد پياز مال حرام و غيبت و كلام زشت باشد خاصّه كه بخورد پيرى در خواب پير شدن و محاسن سفيد ديدن عزّت و بزركى يابد و اكر پيرى مجهول بيند از بزركى مراد يابد پيشانى بر شش وجه بود قدر و جاه و عزّت و بزركى و فرزند توانكر و معيشت و رياست و جود و نيكوئى پيروزه ظفر و حاجتروائى و قوّت و ولايت باشد پيشه اكر بيند كه پيشهء خود را ترك نمود و پيشهء بهتر از آن كرفت نيك باشد و الّا بد بود پيل حضرت صادق ع فرمايد كه پيل ديدن بر شش وجه بود پادشاه عجم و فروتنى و غلام تازه و نكاح و مردى كه با قوّت بود و با هيبت و حسادت و جنك و خصومت باشد و اكر كويد خواب ديدم كه بر پيل سوار شدم كار بزرك برسد و اكر آن خواب را بروز بيند زن طلاق كويد بيل خادمى دلير بود و كارى كه كند بنفاق باشد بيلكارى مالى بود كه برنج و عنا حاصل شود حرف التّاء تابستان محمّد بن سيرين كويد پادشاه بود و حرارت و ملايمت و برودت و موسم و غير آن را از آن تعبير نمايند تابوت